تبليغاتX
خط خطی

زن در هنر هخامنشی (1) :

مدت زیادی است که می دانیم که در هیچ یک از نگاره های تخت جمشید و شوش و پاسارگاد هیچ زنی به تصویر کشیده نشده است.باستان شناسان حفار در قطعه ی شکسته ای از یک آجر لعاب دار که از بنایی ایرانی در بابل به دست آمده، چهره ی زنی را می بینند که با رنگ سفید نقاشی شده است.قطعه آجری از شوش دست سفیدی مزین به دست بند را نشان می دهد که نیزه ای را حمل می کند . البته این دست نمی تواند از آن زنی باشد . حتی گفته شده که ایرانی ها هیچ زنی را نقش نکرده اند اما ما طبعا باید به اسنادی که به دست می آیند نیز بها دهیم.در میان آثار هنری کوچک به نقش های بی شماری برمی خوریم که به کمک آن ها می توان به تصویر کاملی از ظاهر زنان امپراتوری بزرگ ایران دست یافت.نخستین موضوعی که بی درنگ جلب توجه می کند لباس زنان است ، که همان لباس چین دار هخامنشی و همان کلاهی است که مردها بر سر دارند.

 سرپوش کنگره دار بیشتر به چشم می خورد.از آن جا که مردان نیز از زیور آلات و جواهر زیادی استفاده می کرده اند ،از این طریق تشخیصمرد و زن بسیار دشوار میشود.حتی عناصر زینتی ، مانند به دست گرفتن گل نیلوفر نیز، در تصویر مردان و زنان مشابه است. علاوه بر این معلوم میشود که در سراسر امپراتوری از « مد » واحدی پیروی می شده است.

 در سوریه نیز از مد تقلید می شد. مثلا در میان تندیس های کوچک الهه هایی ظاهرا در حال زایمان از گل پخته ، که به تعداد بی شماری در معبدهای ایشتار به دست آمده ، ناگهان در زمان هخامنشیان لباسی بر تن دارد که رگه هایی از لباس چین دار هخامنشی در آن دیده می شود. در میان آنها حتی نمونه هایی از الهه هایی دیده میشود که لباسشان کاملا لباس هخامنشی است و در دست الهه یک گل نیلوفر به چشم میخورد.علاوه بر این الهه کلاهی بر سر دارد که بیننده را به یاد کلاه شاه در تالار بار می اندارد...

( کتاب از زبان داریوش...پروفسور هاید ماری کخ )

                                                           پاینده ایران...پاینده ایرانی

نوشته شده توسط نوشین در ساعت 1:43 بعد از ظهر | لینک  | 

 فروهر

فروهر

 فروهر ذره ای از هسته ی بیکران پروردگار بوده و برای راهنمایی روان به تن در آمده ، پس از مرگ به همان پاکی و خلوص به اصل خویش می پیوندد. در نهاد هریک از افراد بشر چه زن و چه مرد ، چه غنی و چه فقیر ،ذره ای از انوار خورشیدی اهورایی وجود دارد که فروهر نامیده میشود.فروهر از مبدا اصلی خود که اهورامزداست جدا شده و برای مدت محدود زندگی در تن ما منزل گزیده است.

 فروهر از نظر واژگانی ، از دو واژه ساده ی فر ( به معنی فرا و پیش ) و وهر ( به معنی برنده ، کشنده و راننده ) درست شده است و معنی ترکیبی آن میشود ( پیش بر و فرابرنده ) .

 1- سیمای پیر و نورانی فروهر ، یادآور آن است که برای پرواز به سوی رسایی و جاودانگی ، بهره گیری از راهنمایی استادان پارسا و پیران خردمند ، ضرورت دارد.

 2- دست راست او به جلو و بالا کشیده شده است ،و این نشان آن است که آرمان و هدف انسان باید پویش و پرواز به جلو و بالا باشد.( نیایش به درگاه اهورامزدا که دوستش داریم و دوستمان دارد)

 3- حلقه ای که در دست چپ او قرار دارد نشانه پیمانی است که انسان در بدو خلقت خود با هستی بخش بزرگ دانا بسته است ، و آن مبارزه ی پیگیر و خستگی ناپذیر با ناراستی ، برای نیرو بخشیدن به فروزه راستی در جهان است.( پایداری در عهد و پیمان )

 4- حلقه دور کمراو ، نشانه آن است که انسان وظیفه دارد از بند وابستگی های دروغین این جهان ،درگذرد تا شایستگی و توانایی پرواز به سرچشمه خورشید حقیقت را بیابد و هر کرداری که در زندگی صورت گیرد نتیجه آن عمل در این دنیا متوجه انسان شده و اثر آن باقی خواهد ماند.( گردش زمان بیکران )

 5- دو رشته آویخته نشانه سپنتا مینو ( خوی خوبی ، نیکی ) و انگره مینو ( خوی بدی ، زشتی ) است که همیشه ممکن است در اندیشه انسان ظاهر شوند و وظیفه هر انسانی است که خوبی را در اندیشه خود قرار داده و بدی را از آن دور کند.

 6- دامن فروهر که سه بخش دارد ( دژمت ، دژوخت ، دژورشت ) نشان آن است که انسان در میدان مبارزه نیکی و بدی ، باید اندیشه و گفتار و کردار بد را رها سازد تا زمینه رشد و بالندگی نیکیها در او فراهم گردد.

 7- دو بال باز فروهر که هرکدام به سه بخش تقسیم شده است ( هومت ، هوخت ، هورشت ) بیانگر پندار و گفتار و کردار نیک است که سبب پرواز انسان به سوی رسایی و سرافرازی می باشد.

 

                                                                                  پاینده ایران ، پاینده ایرانی

 

نوشته شده توسط نوشین در ساعت 0:29 قبل از ظهر | لینک  | 

 

آناهیتا  

 

 مقام زن در ایران باستان

 

  زرتشت در گاتاها 18 بار از اسفندارمذ یاد می کند. از مجموع این اشاره ها چنین برمی آیدکه آرایش بهشت نکاستنی با اسفندارمذ است ،که یکی از هفت فرشته آیین زرتشت است.اسفندارمذ سرگردانانی را که هنوز درست را از نادرست باز نمی شناسند یاری میدهد.حتی زرتشت از او میخواهد که در روز رستاخیز او و پیروانش را یاری کند تا آمرزیده شوند.زرتشت همچنین از این فرشته می خواهد که به او توش و توان و نهاد راستین دهد.

  اسپندارمذ گشایش بخش هستی است و در مقام فرشته موکل زمین به کشتزاران رامش می دهد.زرتشت از او می خواهد که تنها فرمانروایان خوب به فرمانروایی برسند و مردم زندگی پاکی داشته باشند.

  با توجه به نقشی که ایزد بانوهای مادر و مؤنث در ایران باستان دارند ، احترام زرتشت به زن بسیار موجه است.تاکنون هیچ سندی به دست نیامده است که در آن کرامت زن در آیین زرتشت زیرسؤال رفته باشد و یا سخن از برتری مرد به زن رفته باشد.البته زرتشتی گری مقوله ای دیگر است.اگر در قلمرو زندگی مادی پهلوانان نامدار را مردان تشکیل می دهند ، قهرمانان زندگی معنوی بیشتر ایزدبانوهای ارجمندی هستند که ستایش آنها و توانایی هاشان زیباترین اوراق غنایی ادب مزدیسنا را به خود اختصاص داده اند.

  در آبان یشت (اوستای متاخر) آناهیتا (=نیالوده و پاک) زنی است زورمند و درخشان ، سوار بر گردونه،لگام بر دست، روان در جستجوی نام آوری. با چهار اسب سفید و بزرگ و یکرنگ و یک نزاد...اسب های گردونه آناهیتا را اهورمزدا از باد و باران و تگرگ و ژاله ساخته است.آناهیتا مطیع کیش اهورایی است و سزاوار است که در جهان مادی ستایش و نیایش شود،که جان افزاست و فزاینده گله و رمه و ثروت و گیتی و کشور.او نطفه همه مردها را پاک می کند و مشیمه زنها را برای زایش بهتر پاک می کند، برای زایش آسان.به زنان باردار شیر میبخشد.برای او بر روی تخت بستری زیبا و خوشبو با بالش های گسترده مهیاست.اهورامزدا آناهیتا را از نیروی خویش آفریده است تا خانه و روستا و کشور را بپروراند.بارزوان سپید آناهیتا به ستبری شانه اسب هاست.او باشکوه و آراسته و نیرومند است. دختر جوان بسیار برومند و خوش اندامی است.کمربند به میان بسته ،راست بالا ، آزاده نژاد و شریف است،که جبه ای گران بها و پرچین زرین در بر دارد.گوشواره ای دارد چهارگوش و زرین و طوقی زیبا بر گردنش و اندامش بالایی دلچسب دارد.

  آناهیتا به فرمان اهورامزدا به زمین می آید تا دختران دم بخت و زنان جوان به هنگام آوردن بار از او یاری جویند... در نزذ اهورمزدا ارجمند باشند تا تا فرشته ای از جنس خودشان را مامور آرامش آنها کند.

  اوج نگاه زرتشت به زن در رفتار با دخترش پروچیستا به هنگام ازدواج او با جاماسب پیداست.زرتشت از دخترش میخواهد ،پس از یک اندیشه گماری نیکو و ژرف و مراجعه به خرد خویش تصمیم بگیرد...

  آنگاه زرتشت در کتابش به دوشیزگان در حال شوی گرفتن می گوید :هر کدام به خرد خود برای رستگاری تصمیم بگیرند...

  ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد : مردها در جشن زنان به آنها ارمغان می دادند و در بسیاری از شهرهای ایران این روزرا « مرد گیران » گفتندی ، که به مراد خویش مرد گرفتندی...( روزنامه زندگی.شماره 170 ،صفحه 6 )

 

  تنها چیزی که میخوام بگم اینه که درست در زمانی که در ایران هیچ برتریی برای مرد نسبت به زن نبود ، بادیه نشینای عرب دخترای گلشون رو زنده به گور میکردن.پس قدر ایرانی بودنمون رو بدونیم و ....

                                                                       

                                                                  پاینده ایران...پاینده ایرانی

نوشته شده توسط نوشین در ساعت 4:16 بعد از ظهر | لینک  | 

  هخامنشیان :

 قلمرو فرمانروایی پارس ها سرزمینی بود که امروزه بخش هایی از استان ایلام ، خوزستان ، فارس ، کهکیلویه و بویراحمد ، اصفهان ، بوشهر ، کرمان ، هرمزگان و چهارمحال و بختیاری را در بر میگیرد. پس از مرگ هخامنش ( بزرگ پارسیان ) ، پسرش چیش پیش به فرمان روایی رسید ، او پیش از مرگ ناحیه ی تحت حکومت خود را بین دو پسرش به نامهای آریارمنه و کورش تقسیم کرد.به این ترتیب قلمرو هخامنشیان تا زمان فرمانروایی کوروش دوم ( کوروش بزرگ ) ادامه داشت.

 از شاخه ی نخست ، پس از آریارمنه ، پسرش ارشام به فرمانروایی رسید و در همین روزگار است که کوروش بزرگ ( نوهُ کوروش اول و پسر کمبوجیه ) با یکی کردن تمام گروههای پارسی دوباره فرمانروایی یک پارچه پارس را بنیان می نهد . بر ضد پادشاهی مادها قیام می کند.

 از شاخه ی دوم نیز پس از کوروش اول ، کمبوجیه اول و پس از او پسرش کوروش دوم ( بزرگ ) به پادشاهی می رسد.مادر کوروش ، ماندانا ، دختر ارشته ویگه ( آستیاگ ) آخرین پادشاه ماد است.

 جنگ کوروش با ارشته ویگه ( که با ضعف مدیریت خود نا امنی و تنگدستی را برای مردم به وجود آورده بود ) آخرین پادشاه ماد که پدربزرگ کوروش نیز بود ، جنگی برای چیرگی و اهدافی همچون کشتار و خرابی و ویرانی نبود.بلکه کوروش چونان اصلاح گری انقلابی ، برضد بیداد و ستمی که از جانب دربار ماد بر مردم میرفت به پا خاست و سر انجام در جنگی ناخواسته که از سوی پدربزرگش آغاز شد پیروز گشت....

 

 دموکراسی یعنی اینکه : من الان کاری رو انجام میدم که خودم میگم درسته و اینکه نظرات شما جالب بود اما به وقتش.

                                                                                 پاینده ایران ...پاینده ایرانی

نوشته شده توسط نوشین در ساعت 1:4 قبل از ظهر | لینک  | 

 

  باز هم سلام :       

   راستش تو این مدت خیلی فکر کردم که در مورد ایران بنویسم....به خودم قول داده بودم دومین نوشتم ( پاراگراف دوم ) راجع به ایران باشه.ولی به دو دلیل نمینوسیم :

     یکی اینکه هرچی که خواستم بنویسم به خودم می گفتم نه بچه ها حوصله ی تاریخ ایران رو ندارن...و دوم اینکه اگرهم داشته باشن انقدر مطالب جالب ولی خیلی طولانی هست که واقعا آدم می مونه کدومش رو بنویسه . حدس می زنم که شما علاقه ی چندانی به این جور چیزا نداشته باشین با این حال می خوام ازتون کمک بگیرم و نظرسنجی کنم که برای پاراگراف سوم در مورد چی بنویسم ...یک سری موضوع هم این زیر میذارم که خودتون انتخاب کنید:

   - نام و نقش هخامنشیان قبل از کوروش بزرگ

   - سنگ نبشته های شاهان هخامنشی

   - شرح نمادها و تندیس های تخت جمشید و .. ( فروهر، کتیبه های سردر آرامگاه شاهان هخامنشی و ... )     

   - زندگی روزمره مردم در زمان هخامنشیان           

   - زن در شاهنشاهی ایران     

   - ارتش ایران باستان

   - کشاورزی در ایران باستان

   - دین ( دین دولتی ، خدایان ایرانی ، خدایان بابلی و عیلامی و ... )

   - هیچکدام

 

  در ضمن : رودربایستی نداشته باشید و هر کدوم که واقعا دوست دارید انتخاب کنید ( این یعنی دموکراسی محض )

 

                                                                                 پاینده ایران...پاینده ایرانی

نوشته شده توسط نوشین در ساعت 0:43 قبل از ظهر | لینک  |